داستانی کوتاه از تاد مارونی
دوستی دارم که
دوستی دارم که روی هر چی داره اسم می گذاره. اسم اجاق گازش فرانکلینه. رینالدو که ماشینشه. قالی اش رو هم ماوده صدا میزنه. اسم لنگه جوراب هاشو از روی جفت های معروف مثل آدم و حوا انتخاب می کنه. تابستان پارسال دوستم و زنش صاحب دو تا بچّه ی دوقلو شدند. وقتی نوبت به اسم گذاری بچّه ها رسید، هیچ اسمی نمونده بود که یه جای خونه استفاده نشده باشه. خیلی ها تلاش کردن تا کمکی بکنن و اسمی پیشنهاد بدن ولی دوستم می گفت:" نه! سارا که نمیشه! اسم در ورودی خونه است. داوگ رو که اصلاً حرفشو نزن. با آکواریم قاطی میشه!" و الی آخر.
بالاخره توافق شد که بچّه ها رو "بدون نام یک" و "بدون نام دو" صدا بزنند. فکر می کنم "بدون نام دو" دختر باشه!
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 20:58 توسط بنفشه ر.
|