اقتباسی آزاد از ترانه "MMM MMM MMM MMM" از گروه Crash Test Dummies
یه دفعه یکی از پسرهای مدرسه
با ماشین تصادف کرد و مدتی به مدرسه نیومد
وقتی هم که تونست به مدرسه برگرده
همه موهاش عین برف سفید شده بود
خودش می گفت بعد از اون تصادف شدید بوده که موهاش اینجوری شده...
یه دختره بود که
هیچ وقت با دختر های دیگه نمی رفت تو رختکن لباساشو عوض کنه
بالاخره یه بار بقیه بچه ها سریش شدند
و مجبورش کردند لباساشو در بیاره
دیدن تمام پوست بدنش ماه گرفتگی داره
دختره بیچاره چه می دونست اون لکه ها چی ن
فقط از زمانی که یادش می اومد پوستش اون شکلی بوده...
حالا اینا که خوب بودند
یه پسره بود که اوضاعش خیلی تابلو تر بود
ننه و بابای پسره بهش گفته بودن بعد از تعطیلی مدرسه باید یه راست بره خونه
و وقتایی که می رفتن کلیسا
ادا های عجیب و غریب در می آوردند و کف کلیسا سینه خیز می رفتند
اون پسره هم نمی تونست معنی این خل بازی ها رو بفهمه
همیشه ی خدا هم می رفتن همون کلیسا.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 20:44 توسط بنفشه ر.