تبليغاتX
تناقض معتبر - عجب آدم...!
پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 15:40

دیشب با خواهرم خلوت کرده بودم. به او گفتم: "هرگز نمی خواهم زندگی گیاهی داشته باشم. نمی خواهم به چند دستگاه و مایعات سرم برای زنده ماندن وابسته شوم. این جور زندگی کردن اصلا کیفیت ندارد. اگر چنین اتفاقی برایم افتاد می خواهم بهم قول بدهی که سیم دستگاه را قطع خواهی کرد."

خواهرم بلند شد، سیم کامپیوتر را از برق کشید و بطری مشروبم را هم از جلوی دستم برداشت.

عجب آدم...!

پی نوشت: نویسنده گمنام است.

نوشته شده توسط بنفشه رافع | لینک ثابت | موضوع: ترجمه  

آخرين نوشته ها

تعطیلات رسمی
مشترک گرامی
چطوری دوست پسرم را از خوشحالی ترکاندم؟
درخت خانوادگی
روز مادر مبارک
زندگی دقیقه نودی
جواهرات بدلی
داستانی کوتاه از استنلی بوبین
داستانی کوتاه از کریسپین اودوبوک
و روزی که سیزده دیگر نحس نبود...
تا ابد الدهر دود از کنده بلند می شود
واگن خنثی
داستانی کوتاه از آمبروس بیرس
آسیاب به نوبت
کاملا غیر منتظره
میدان جنگ
داستانی کوتاه از استنلی بوبین
شروع یک روز خوب
اندر معایب ازدواج مجدد
حال و هوای نوجوانی