RSS
با بدن عرق کرده
موهایش پریشان
عضلات منقبض شده
پاهای لرزان...
نفس نفس می زد و اسم مرا با صدایی گنگ تکرار می کرد...
فهمیدم که باید بالش را محکمتر روی صورتش فشار بدم تا خفه بشه.
پی نوشت: نمی خواستم زجر بکشه... فقط می خواستم بکشمش!