"ببخشید. همسرم را در این شلوغی گم کرده ام. ممکن است چند دقیقه با من حرف بزنید؟"
دختر جوان و زیبا که دلش برای پیرمرد سوخته بود گفت: " خواهش می کنم. مشغول خرید در کدام قسمت بودید که همسرتان را گم کردید؟"
پیرمرد جواب داد: " نمی دونم. ولی هر بار به محض اینکه با دختر خوش بر و رویی مثل شما حرف می زنم ناگهان سر و کله اش پیدا می شود!"