تبليغاتX
تناقض معتبر - داستانی کوتاه از استنلی بوبین

مسئولیت پذیری به شیوه ی آمریکایی

 

یه روز که دلم خیلی گرفته بود دقیقاً می دونستم باید چه کنم. چاره ی کار یک دستگاه تلفن خوشگل بود برای ورّاجی کردن. گوشی را برداشتم. دهانه ی گوشی از بازدم هایم خیس شده بود. صدای آشنایی از آن طرف خط گفت:"بله؟" دو دل بودم.

 "بله؟"

 آهی کشیدم و گفتم:" مامان، من دیگه هرگز..." مکث کردم و تعمداً نفسم را فرو دادم. نجوا کنان گفتم:"من دیگه هرگز با تو و بابا حرف نمی زنم."

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 23:13 توسط بنفشه ر. |